طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی، حدود 60 میلیون نفر در سراسر جهان تحت تاثیر اختلال دوقطبی، این اختلال روانپزشکی ناتوان کننده با پیامدهای جدی برای فرد مبتلا و خانوادههای آنها، هستند. با استفاده از تکنولوژیهای تصویربرداری مانند qEEG، الگوهای مشخصی از فعالیت مغزی مرتبط با نوسانات احساسی و شناختی بیماران، در غالب نقشه مغزی فرد دوقطبی، قابل دستیابی است.
در مطالعاتی که در حوزه نقشه مغزی افراد دوقطبی انجام شده است؛ استفاده از روشهای تصویربرداری پیشرفته، نظیر qEEG، نتایج جالبی در خصوص تغییرات ساختاری و عملکردی مغز این بیماران نشان داده است. یکی از ابزارهای مهم در این زمینه، الکتروانسفالوگرافی کمیتی (qEEG) است که امواج مغزی را تحلیل کرده و الگوهای ناهنجار را در فعالیت الکتریکی مغز افراد دوقطبی شناسایی میکند. این روش، به ویژه در تشخیص تفاوتهای ظریف در عملکرد نواحی مغزی که با نوسانات خلقی فازهای مختلف بیماری مرتبط هستند، کمک کننده است؛ و دیدگاههای نوینی برای درمان این اختلال ارائه دهد.
تحقیقات اخیر دانشمندان
طبق آخرین تحقیقات، دانشمندان متوجه شدهاند که تفاوتهای مهمی در مدارهای مغزی بیماران دوقطبی نسبت به افراد سالم وجود دارد. مطالعات آنان، گواهی بر این است که ماده خاکستری مغز بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی در مقایسه با افراد سالم، در نواحی پیشانی، آهیانه و گیجگاهی، نازکتر میشود. به عبارتی میتوان گفت، بزرگترین اختلالات در بخشهایی از مغز بیماران مشاهده شده است که کنترل توانایی مهار کردن امیال و هیجانات آنان را بر عهده دارند؛ یعنی نواحی پیشانی و گیجگاهی در مغز انسان!
لازم به ذکر است، برخی از بیماران دوقطبی که سابقهای از روان پریشی داشتهاند؛ دچار کاستی بیشتری در ماده خاکستری مغزشان و در نتیجه، اختلال در پردازشهای عاطفی و شناختی شدهاند. از طرفی، طبق تحقیقات، درمان با لیتیوم (داروی ضد روان پریشی و ضد تشنج)، ارتباط معنیداری درخصوص کاهش روند نازک شدن ماده خاکستری مغز این بیماران و اثر محافظتی این دارو بر مغز آنها نشان داده است.
یکی از پزشکان و معاون مدیر موسسه تصویربرداری عصبی و انفورماتیک استیونز USC در دانشکده پزشکی عنوان کرده است “این نقشه جدید مغز افراد دوقطبی به ما نقشه راهی میدهد تا به دنبال اثرات درمانی باشیم؛ و با گرد هم آوردن روانپزشکان در سراسر جهان، اکنون منبع جدیدی از قدرت برای کشف درمانهایی داریم که زندگی بیماران را بهبود میبخشند.”
تغییرات مغزی فرد دوقطبی
تغییرات نقشه مغزی در بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی به طور گستردهای بررسی و شناسایی شده است. نتایج این تحقیقات، نشان دهنده تفاوتهای قابل توجهی در ساختار مغز مانند تغییرات فعالیت فرکانسهای بالا و پایین درنیمکرهها، تغییراتی در آمیگدال و ماده خاکستری مغز و همچنین تفاوتهایی در عملکرد مغز این افراد نسبت به افراد سالم، مانند تغییر امواج، اختلالات ارتباطی و…میباشد. این تغییرات، نه تنها خلق و خو فرد را مختل میکند، بلکه بر عملکرد شناختی افراد نیز تأثیرگذاری زیادی دارد. شناخت دقیقتر این تغییرات، منجر به توسعه درمانهای مؤثرتر شده و کیفیت زندگی بیماران را بهبود میبخشد. در ادامه به بررسی این تغییرات پرداخته میشود.
طبق مطالبی که پیشتر عنوان شد، در بررسی نقشه مغزی افراد دوقطبی، تغییرات متعددی در بخشهای مختلف مغز آنها مشاهده میشود که به واکنشهای غیرعادی و نوسانات شدید خلقی منجر میگردد. این تغییرات، شامل کاهش حجم ماده خاکستری، اختلال در ارتباطات عصبی، عدم تعادل در انتقالدهندههای عصبی و… است؛ که در ادامه به تفصیل بیان میشوند. نکته جالب اینجاست که برخی از این تغییرات در نقشه مغزی فرد مضطرب نیز مشاهده میشود. اضطراب به طور مشابه، موجب تغییراتی در نواحی مرتبط با پردازش احساسات و استرس میشود. بنابراین با استفاده از همین تشابهات، میتوان به درک بهتری از سازوکارهای مشترک بین اختلالات خلقی و اضطرابی دست پیدا کرد.
تغییرات فرکانسهای دو نیمکره مغز
در بیماران دوقطبی، در نیمکره چپ مغز، فعالیتهای با فرکانس بالا افزایش مییابد. این حالت بویژه در فاز مانیا رخ میدهد. این افزایش فعالیت میتواند با تغییرات خلقی و رفتارهای پرانرژی مرتبط باشد. از طرفی، در نواحی آهیانهای و پسسری نیمکره راست، افزایش فعالیت امواج فرکانس پایین مشاهده میشود. این تغییرات میتواند با احساسات منفی و افسردگی مرتبط باشد؛ بنابرین اکثرا در فاز افسردگی بیماری دوقطبی مشهود میشود.
تغییرات در آمیگدال
آمیگدال، نقش مهمی در پردازش احساسات انسان دارد؛ اما در بیماران دوقطبی، بسته به این در کدام فاز بیماری باشد، این بخش به طور متفاوتی عمل میکند. برای مثال، در مقایسه با افراد افسرده، فعالیت سمت چپ آمیگدال، کاهش مییابد؛ و ارتباط کمتری با سایر مناطق مغزی برقرار میکند.
کاهش ماده خاکستری
همانطور که اشاره شد، تحقیقات حاکی از آن است که بیماران دوقطبی معمولاً دچار کاهش قابل توجه ماده خاکستری مغز میشوند؛ که این حالت به ویژه در نواحی پیشانی و گیجگاهی و در مواردی نواحی آهیانهای رخ میدهد. این نواحی مسئول مهار احساسات، هیجانات و امیال انسان هستند.
لوب پیشانی نقش کلیدی در تصمیمگیری، کنترل عواطف و رفتارهای اجتماعی دارد. کاهش ماده خاکستری در این ناحیه، بر توانایی فرد در مدیریت احساسات تأثیرات مخربی برجای میگذارد. همچنین، لوب گیجگاهی، به پردازش اطلاعات حسی و حافظه مرتبط است. کاهش ماده خاکستری در این بخش تأثیر منفی بر توانایی یادآوری و پردازش اطلاعات فرد میگذارد.
فعالیتهای غیرعادی در قشر پیشانی
قشر پیشانی مغز معمولاً با حالات عاطفی و شناختی مرتبط است. فعالیتهای غیرعادی در این ناحیه، در بیماران دوقطبی مشاهده شده است. این تغییرات، توانایی تمرکز و تصمیمگیری فرد را هدف گرفته و مختل میکند.
تغییرات امواج مغزی
در روش نقشهبرداری الکتروانسفالوگرافی یا همان qEEG، میتوان تغییرات الکتریکی مغز را ثبت و بررسی کرده و نشان داد که امواج مغزی در بیماران دوقطبی با افراد سالم متفاوت است. برای مثال، کاهش فعالیت امواج آلفا یا افزایش فعالیت امواج بتا، غیرطبیعی بوده و در نواحی مختلف مغز مشاهده شده است.
تغییرات امواج آلفا
امواج آلفا، نشانهای از وضعیت مغز در استراحت و آرامش هستند؛ و در بیماران دوقطبی، معمولاً در نواحی مغز که مسئول آرامش و توجه هستند، فعالیت این امواج آلفا کاهش مییابد. این کاهش فعالیت باعث ایجاد احساس اضطراب و عدم تمرکز در فرد میشود. کاهش این امواج، میتواند مرتبط با اپیزودهایی از شیدایی یا افسردگی باشد و نشانهای از عدم توانایی در رسیدن به حالت آرامش هستند.
تغییرات امواج بتا
برعکس، معمولاً فعالیت امواج بتا در بیماران دوقطبی افزایش مییابد. در مناطقی از مغز که مسئول پاسخدهی به استرس و پردازش اطلاعات هستند، این افزایش فعالیت مشاهده میشود. افزایش فعالیت امواج بتا، سبب افزایش ریسک پذیری، تحریک پذیری و همچنین خلاقیت در بیماران میشود. این وضعیت در فازهای مانیا یا شیدایی بیماری رخ میدهد و میتواند توجیهی بر افزایش انرژی و فعالیتهای غیرمعمول باشد.
اختلال در ارتباطات عصبی
اختلالات در سیگنالها و امواج مغزی منجر به مشکلاتی در ارتباطات عصبی میشود. این اختلالات، بر نحوه تفکر، تصمیمگیری و رفتار فرد تأثیرگذار هستند. بیماران دوقطبی ممکن است در روابط اجتماعی، مدیریت رفتارهای روزانه و عملکرد شغلی با چالشهایی مواجه شوند.
همانطور که گفته شد، نقشه مغزی افراد دوقطبی، یکی از ارزشمندترین ابزارهای متخصصان جهت درک بهتر تغییرات ساختاری و عملکردی مغز این بیماران است. با بهره گیری از تکنیکهای پیشرفته تصویربرداری و تحلیل امواج مغزی، پژوهشگران میتوانند نواحی مشخصی از مغز که در نوسانات خلقی و رفتارهای غیر قابل پیشبینی نقش دارند را شناسایی کنند. استفاده از نقشه مغزی از این جهت اهمیت دارد که به تشخیص دقیقتر، درک عمیقتر از چگونگی تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز این اختلال و پیگیری اثربخشتر درمانها به متخصصان کمک میکند. این اطلاعات، میتواند به خوبی راه را برای توسعه روشهای درمانی هدفمند و فرد محور هموار کند.
منابع




10 پاسخ
این qEEG میتونه بگه این داروهایی که میخورم واقعا روی این مدارهای مغزی من اثر مثبت گذاشته یا نه؟
بله، qEEG میتواند ابزار مفیدی برای ارزیابی تاثیر داروها بر مدارهای مغزی شما باشد. با تحلیل امواج مغزی، میتوان الگوهای فعالیت الکتریکی مغز را بررسی و تغییرات ناشی از داروها را شناسایی کرد. این اطلاعات میتواند به ما کمک کند تا ببینیم آیا داروها به طور موثر مدارهای مغزی مرتبط با علائم شما را تحت تاثیر قرار دادهاند یا خیر و در صورت لزوم، تنظیمات لازم را در برنامه درمانی شما اعمال کنیم.
این تغییرات امواج مغزی که میگید، فقط روی خلق و خوم تاثیر میذاره یا ممکنه روی حافظه و تمرکزم هم اثر بذاره؟
بله، تغییرات امواج مغزی در اختلال دوقطبی فقط بر خلق و خو تاثیر نمیگذارند. این تغییرات میتوانند اثرات قابل توجهی بر حافظه و تمرکز شما نیز داشته باشند. همانطور که در بررسیها مشخص شده، این تغییرات در ساختار و عملکرد مغز، از جمله در مناطقی که مسئول پردازش شناختی و عاطفی هستند، رخ میدهند و میتوانند منجر به اختلال در حافظه، تمرکز و سایر عملکردهای شناختی شوند. بنابراین، در نظر گرفتن این جنبهها در تشخیص و درمان اختلال دوقطبی بسیار مهم است.
من یه دوره روانپریشی هم داشتم، این قضیه چقدر روی اون ماده خاکستری مغزم تاثیر گذاشته، خیلی بدترش کرده مگه نه؟
بله، سابقه روانپریشی میتواند تاثیراتی بر ماده خاکستری مغز داشته باشد، به خصوص در نواحی پیشانی و گیجگاهی که در کنترل هیجانات و پردازشهای شناختی نقش دارند. مطالعات نشان دادهاند که این نواحی در برخی از بیماران دوقطبی با سابقه روانپریشی، ممکن است نازکتر شده باشند و این مسئله میتواند بر پردازش عاطفی و شناختی شما تاثیر بگذارد. با این حال، خبر خوب این است که درمانهایی مانند لیتیوم میتوانند اثر محافظتی بر مغز داشته باشند و از روند نازک شدن ماده خاکستری جلوگیری کنند. همچنین، تکنولوژیهای تصویربرداری مغزی مانند qEEG به ما کمک میکنند تا تغییرات مغزی را دقیقتر بررسی کنیم و رویکردهای درمانی مناسبتری را برای شما در نظر بگیریم.
این نقشه مغزی که میگید، واقعا میتونه نشون بده کدوم قسمتهای مغزم بیشتر درگیر این نوسانات خلقیه که دارم؟
بله، دقیقا همین طور است. نقشه مغزی یا qEEG، با تحلیل امواج مغزی شما، میتواند الگوهای خاصی از فعالیت الکتریکی مغز را نشان دهد که با نوسانات خلقی شما مرتبط هستند. این نقشه به ما کمک میکند تا ببینیم کدام نواحی مغز شما در این نوسانات بیشتر درگیر هستند، به خصوص نواحی پیشانی و گیجگاهی که نقش مهمی در کنترل هیجانات دارند. با این اطلاعات، میتوانیم دیدگاه بهتری در مورد نحوه عملکرد مغز شما پیدا کنیم و درمانهای موثرتری را برای بهبود وضعیت شما در نظر بگیریم.
بعد از این همه سال مصرف لیتیوم، واقعا داره ماده خاکستری مغزم کمتر میشه یا این دارو کمکی هم میکنه؟
بیمار عزیز، سوال بسیار مهمی پرسیدید. تحقیقات نشان میدهند که در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، با گذشت زمان ممکن است ماده خاکستری مغز در نواحی خاصی نازکتر شود، به ویژه در نواحی پیشانی، آهیانه و گیجگاهی که مسئول کنترل هیجانات و امیال هستند. اما نکته بسیار مهم اینجاست که درمان با لیتیوم، دارویی که شما سالهاست مصرف میکنید، اثر محافظتی بر مغز دارد و میتواند به طور چشمگیری از سرعت این روند کاهشی ماده خاکستری جلوگیری کند. به بیان دیگر، لیتیوم نه تنها از مغز شما محافظت میکند، بلکه میتواند به حفظ و بهبود عملکرد شناختی و عاطفی شما نیز کمک کند.