دریافت مشاوره

پرخوری در بیماران دوقطبی؛ نقش خلق، دارو و اختلالات خوردن

آخرین بروزرسانی: 23 سپتامبر 2026
پرخوری در برخی بیماران دوقطبی دیده می‌شود، اما خود اختلال دوقطبی لزوما به این معنا نیست که فرد همیشه میل زیادی به غذا دارد. افزایش اشتها ممکن است در دوره‌های خاصی از افسردگی شدت بگیرد، یا فرد به دلیل تکانشگری و ضعف در تنظیم هیجانی دچار حملات پرخوری شود. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که برخی داروهای مورد استفاده در کنترل این بیماری نیز می‌توانند به طور مستقیم بر اشتها و متابولیسم تاثیر بگذارند. همچنین در گروهی از افراد، یک اختلال خوردن کاملا مستقل و همزمان با بیماری اصلی در جریان است.
پرخوری در بیماران دوقطبی؛ نقش خلق، دارو و اختلالات خوردن
فهرست عناوین محتوا

برای درک بهتر این موضوع، داده‌های پژوهشی نشان می‌دهند که پرخوری‌های مکرر را نباید صرفا به عنوان یک اشتهای ساده در نظر گرفت. یک متاآنالیز دقیق روی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی گزارش کرده است که اختلال پرخوری (BED) در حدود ۱۲.۵٪ از این بیماران دیده می‌شود و شیوع بولیمیا نیز حدود ۷.۴٪ برآورد شده است. این ارقام نشان می‌دهند که وقتی فرد احساس از دست دادن کنترل بر غذا خوردن دارد، با یک پدیده بالینی پیچیده‌تر از پرخوری معمولی روبه‌رو هستیم که نیازمند ارزیابی دقیق‌تری است.

درمان پرخوری در این شرایط، کاملا به ریشه و علت اصلی آن بستگی دارد. کنترل فاز خلقی، ارزیابی مجدد داروها، اصلاح الگوی خواب و در صورت لزوم، درمان اختصاصی اختلال خوردن، همگی از مسیرهای بهبودی هستند. با این حال، بسیار مهم است که داروهای تنظیم‌کننده خلق هرگز برای کاهش وزن یا کنترل اشتها به صورت خودسرانه قطع نشوند؛ چرا که این کار می‌تواند ثبات روانی فرد را به خطر بیندازد.

اگر اشتها و وزن همراه با نوسانات خلق از کنترل خارج شده، فقط رژیم گرفتن کافی نیست.

اگر پرخوری، افزایش وزن یا تغییر شدید اشتها همزمان با علائم اختلال دوقطبی ایجاد شده است، بهتر است ابتدا مشخص شود آیا علت اصلی، فاز بیماری، داروها یا یک اختلال خوردن همزمان است. برای دریافت مشاوره و آشنایی با مناسب‌ترین روش‌های درمان می‌توانید فرم مشاوره سایکوهیل را تکمیل کنید یا با شماره 02128421919 تماس بگیرید.

چرا بعضی بیماران دوقطبی پرخوری می‌کنند؟

یک علت واحد و مشخص برای تمام افرادی که این شرایط را تجربه می‌کنند وجود ندارد. مهم‌ترین قدم در مسیر درمان و مدیریت این وضعیت، مشخص کردن نوع پرخوری و عاملی است که آن را تحریک می‌کند. بدون شناخت این عوامل، هرگونه تلاش برای محدود کردن غذا معمولا با شکست مواجه می‌شود.

به طور کلی، همزمانی چاقی در بیماران دوقطبی یا رفتارهای پرخوری را می‌توان در سه مسیر اصلی و متفاوت ردیابی کرد که هر کدام نیاز به مداخله خاص خود دارند. تشخیص اینکه کدام یک از این مسیرها در فرد فعال است، نیازمند بررسی دقیق سوابق پزشکی و الگوهای رفتاری اوست:

  • تغییر اشتها در اثر فاز افسردگی یا تغییرات شدید خلقی و هیجانی.
  • افزایش اشتها و وزن که مستقیما با عوارض جانبی بعضی داروها مرتبط است.
  • وجود اختلال پرخوری یا سایر اختلالات خوردن به صورت یک وضعیت روان‌شناختی همزمان.

شناسایی این موارد به ما کمک می‌کند تا به جای سرزنش کردن فرد به خاطر نداشتن اراده، رویکردی علمی و همدلانه برای مدیریت وزن و بازگرداندن کنترل به زندگی او اتخاذ کنیم. در بخش‌های بعدی، هر یک از این مسیرها با جزئیات بالینی بیشتری بررسی می‌شوند.

افسردگی دوقطبی چگونه می‌تواند اشتها را بیشتر کند؟

برخلاف تصور عمومی که افسردگی را همیشه با بی‌اشتهایی، کاهش وزن و نخوردن غذا همراه می‌داند، واقعیت بالینی بسیار متنوع‌تر است. در بسیاری از موارد، به خصوص در الگوهای افسردگی همراه با علائم آتیپیک، فرد ممکن است افزایش شدید اشتها، میل غیرقابل کنترل به مصرف کربوهیدرات‌ها و افزایش وزن قابل توجهی را تجربه کند.

علاوه بر تغییرات بیولوژیک، احساسات سنگینی مانند غم، بی‌انگیزگی مداوم، اضطراب و کسالت نقش مهمی ایفا می‌کنند. این احساسات ناخوشایند ممکن است باعث شوند بیمار به صورت ناخودآگاه از غذا به عنوان یک ابزار تسکین‌دهنده و راهی کوتاه‌مدت برای تنظیم احساسات خود استفاده کند. خوردن، به طور موقت سیستم پاداش مغز را فعال کرده و احساس آرامش گذرا ایجاد می‌کند.

فردی را تصور کنید که در فاز افسردگی، روزانه ۱۴ ساعت می‌خوابد و به محض بیداری، میل شدیدی به مصرف شیرینی‌جات دارد، به طوری که احساس می‌کند بدون آن‌ها انرژی لازم برای برخاستن را ندارد. اگر این الگوی غذا خوردن بیشتر تلاشی برای رفع کرختی و بی‌حسی ناشی از افسردگی باشد تا یک گرسنگی واقعی، تنظیم داروهای ضدافسردگی و تثبیت‌کننده خلق اهمیت بیشتری از تجویز رژیم‌های سخت‌گیرانه پیدا می‌کند. با این حال، باید تاکید کرد که اشتهای زیاد در افسردگی دوقطبی همیشه به معنای ابتلا به Binge Eating Disorder نیست.

آیا مانیا هم می‌تواند باعث پرخوری شود؟

در دوره‌های مانیا یا هیپومانیا، معمولا افزایش سطح فعالیت، بی‌قراری فیزیکی و کاهش توجه به نیازهای اولیه مانند خواب و وعده‌های غذایی دیده می‌شود. به همین دلیل، افزایش اشتهای فیزیکی و گرسنگی مداوم، یک علامت کلاسیک و رایج در فاز مانیا محسوب نمی‌شود و بیماران اغلب فراموش می‌کنند غذا بخورند.

اما با وجود کاهش اشتهای واقعی، برخی بیماران در این فاز دچار الگوهای غذایی بسیار آشفته و کنترل‌نشده می‌شوند. این مسئله بیشتر ریشه در ویژگی‌های رفتاری این دوره دارد. تکانشگری بالا، تصمیم‌گیری‌های سریع و بدون فکر، خرید یا سفارش بی‌رویه و هیجانی غذا، و همچنین مصرف بیش از حد غذاهای شیرین یا فست‌فود در ساعات نامنظم شبانه‌روز، از جمله این رفتارها هستند.

نکته مهم و کلیدی در اینجا این است که «پرخوری» در مانیا ممکن است بیشتر ناشی از بی‌نظمی شدید در سبک زندگی و کاهش توانایی در کنترل تکانه باشد تا افزایش واقعی احساس گرسنگی. به عبارت دیگر، فرد غذا می‌خورد چون غذا در دسترس است و ترمزی برای متوقف کردن رفتار خود در آن لحظه احساس نمی‌کند.

نقش مغز و تنظیم هیجان در پرخوری دوقطبی چیست؟

ارتباط بین اختلالات خلقی و رفتارهای تغذیه‌ای به عملکردهای پیچیده مغز در مدیریت احساسات برمی‌گردد. به زبان ساده، دو ویژگی بارز شناختی و رفتاری می‌توانند بین اختلال دوقطبی و پرخوری همپوشانی بالایی ایجاد کنند: یکی ضعف در تنظیم هیجانی و دیگری رفتار تکانه‌ای. این دو عامل باعث می‌شوند فرد واکنش‌های متفاوتی به استرس نشان دهد.

هنگامی که فرد دارای تنظیم هیجانی ضعیف با اضطراب، ناراحتی، یا افت ناگهانی خلق مواجه می‌شود، پردازش این احساسات برای او طاقت‌فرساست. در این شرایط، او ممکن است برای ایجاد یک احساس آرامش کوتاه‌مدت و فرار از رنج روانی، به خوردن پناه ببرد. همزمان، تکانشگری باعث می‌شود توانایی مهار این رفتار کاهش یابد و خوردن بدون برنامه به یک حمله پرخوری تبدیل شود.

دکتر کریستوفر فیربرن، از متخصصان برجسته در زمینه اختلالات خوردن، در این باره اشاره می‌کند: «در بسیاری از بیماران، پرخوری به عنوان یک مکانیسم ناکارآمد اما در دسترس، برای تنظیم عواطف منفی شدید و غیرقابل تحمل عمل می‌کند؛ رفتاری که در لحظه آرام‌بخش است اما در نهایت چرخه شرم و اضطراب را تشدید می‌کند.»

یک مرور سیستماتیک نیز اختلال در تنظیم هیجان و تکانشگری را از عوامل مشترک و بسیار مهم در همزمانی اختلال دوقطبی و رفتارهای پرخوری معرفی کرده است. این موضوع نشان می‌دهد که درمان باید بر آموزش مهارت‌های تحمل پریشانی و کنترل تکانه متمرکز باشد، نه صرفا بر محدودیت کالری.

آیا داروهای دوقطبی باعث پرخوری و چاقی می‌شوند؟

یکی از بزرگترین دغدغه‌های مراجعان، تغییرات وزنی ناشی از درمان است. پاسخ مستقیم این است که بعضی داروها می‌توانند اشتها یا وزن را به میزان قابل توجهی افزایش دهند، اما این اثر در همه داروها یکسان نیست و واکنش بدن هر فرد به دارو نیز کاملا متفاوت است.

داروهای آنتی‌سایکوتیک (مانند اولانزاپین و کوئتیاپین) و برخی داروهای تثبیت‌کننده خلق (مانند لیتیوم) می‌توانند از طریق مکانیسم‌های مختلفی بر بدن اثر بگذارند. این تغییرات صرفا روانی نیستند، بلکه شامل افزایش واقعی اشتها، تغییر در سیگنال‌های احساس سیری مغز، و تغییرات متابولیک می‌شوند. همچنین پرخوابی و خواب‌آلودگی در بیماران دوقطبی که گاهی از عوارض این داروهاست، با کاهش فعالیت فیزیکی روزانه، روند افزایش وزن را تسریع می‌کند.

دستورالعمل‌های معتبر جهانی مانند NICE توصیه می‌کنند که در افراد مبتلا به این اختلال، شاخص توده بدنی (BMI)، رژیم غذایی، سطح فعالیت فیزیکی، و فاکتورهای خونی مانند قند و چربی به طور منظم بررسی شوند. درک این عوامل برای مدیریت افزایش وزن داروهای دوقطبی بسیار حیاتی است:

  1. تغییر در انتقال‌دهنده‌های عصبی که مرکز گرسنگی را دائما فعال نگه می‌دارند.
  2. مقاومت به انسولین و تغییر در نحوه ذخیره چربی‌ها توسط سلول‌های بدن.
  3. کاهش انرژی و احساس خستگی که مانع از سوزاندن کالری‌های دریافتی می‌شود.
هشدار مهم: برای لاغر شدن یا جلوگیری از افزایش وزن، داروی خود را هرگز به صورت خودسرانه قطع نکنید. قطع یا کاهش ناگهانی درمان ممکن است خطر بازگشت حملات شدید افسردگی یا مانیا را به شدت افزایش دهد. اگر افزایش اشتها یا وزن بعد از شروع دارو ایجاد شده، باید این موضوع با روانپزشک مطرح شود تا گزینه‌های درمانی مجددا ارزیابی شوند.

از کجا بفهمیم پرخوری فقط افزایش اشتهاست یا اختلال پرخوری؟

تشخیص تفاوت بین اشتهای زیاد ناشی از دارو یا افسردگی، با یک اختلال روان‌شناختی مستقل به نام اختلال پرخوری عصبی در دوقطبی، نیازمند دقت بالینی است. فردی که صرفا اشتهایش زیاد شده، غذا را با لذت و با آگاهی می‌خورد، در حالی که در اختلال خوردن، فرد حس می‌کند کنترل خود را به طور کامل از دست داده است.

اینفوگرافیک از کجا بفهمیم پرخوری فقط افزایش اشتهاست یا اختلال پرخوری؟

بسیار مهم است بدانیم که اختلال پرخوری معمولا در خفا انجام می‌شود و فرد غذاها را نه به خاطر گرسنگی جسمی، بلکه با سرعتی غیرطبیعی و تا حد احساس پری دردناک می‌بلعد. جدول زیر برای شناخت بهتر این تفاوت‌های مفهومی طراحی شده است، هرچند تشخیص نهایی همواره بر عهده متخصص است:

ویژگی رفتاری و روانی افزایش اشتها (معمولی/دارویی) اختلال پرخوری (BED)
محرک خوردن فرد به طور فیزیکی بیشتر از قبل احساس گرسنگی می‌کند. دوره‌های مشخص خوردن حجم بسیار زیاد غذا، اغلب بدون گرسنگی.
احساس کنترل در حین غذا خوردن معمولا بر میزان و نحوه غذا خوردن خود کنترل دارد. احساس می‌کند به هیچ وجه نمی‌تواند خوردن را متوقف کند.
تکرارپذیری رفتار ممکن است در طول روز پیوسته ریزه‌خواری کند و به دارو یا خلق مرتبط باشد. رفتار به صورت مکرر، حمله‌ای و در یک بازه زمانی کوتاه تکرار می‌شود.
احساسات پس از خوردن الزاما ناراحتی روانی شدید بعد از تمام شدن غذا ندارد. معمولا احساس شرمندگی، انزجار از خود، عذاب وجدان یا ناراحتی شدید ایجاد می‌شود.

اگر رفتار شما بیشتر به ستون اختلال پرخوری شباهت دارد، نیاز به مداخله‌ای فراتر از تغییر رژیم غذایی دارید و باید این موضوع را بدون احساس خجالت با درمانگر خود در میان بگذارید.

اختلال پرخوری در بیماران دوقطبی چقدر شایع است؟

آمارها نشان می‌دهند که همپوشانی این اختلالات بسیار بیشتر از چیزی است که در گذشته تصور می‌شد. یک متاآنالیز جامع که شامل مطالعات متعددی روی بیماران دوقطبی بوده، نشان داده است که حدود ۱۲.۵٪ از این افراد، به طور همزمان معیارهای کامل Binge Eating Disorder را تجربه می‌کنند.

همین مطالعه گزارش داده است که همزمانی اختلال دوقطبی با بولیمیا (پرخوری عصبی همراه با رفتارهای پاکسازی) نیز در حدود ۷.۴٪ بیماران دیده می‌شود. یک مرور سیستماتیک دیگر نیز تایید کرده است که اختلالات خوردن، به ویژه اختلال پرخوری و بولیمیا، در این بیماران رواج قابل توجهی دارد و نباید نادیده گرفته شود.

پژوهشگران در مرور سیستماتیک مک‌دونالد (McDonald) و همکاران، به این نتیجه رسیده‌اند: «افراد مبتلا به اختلال دوقطبی با احتمال بیشتری علائم اختلال خوردن یا رفتارهای غذایی آشفته را تجربه می‌کنند.» تفسیر بالینی این یافته‌ها آن است که این همزمانی صرفا مسئله «نداشتن اراده برای غذا نخوردن» نیست. سیستم‌های مغزی مرتبط با تنظیم هیجان و تکانشگری می‌توانند در هر دو مشکل نقش اساسی داشته باشند. بنابراین، درمانگر باید در ارزیابی‌های اولیه، سوالات دقیقی درباره الگوهای تغذیه‌ای بیمار مطرح کند.

پرخوری در بیمار دوقطبی چطور درمان می‌شود؟

درمان اصولی و پایدار، هرگز از محدود کردن کالری و رژیم غذایی شروع نمی‌شود؛ بلکه اولین قدم، پیدا کردن علت دقیق پرخوری است. تا زمانی که ندانیم آیا این رفتار ریشه در نوسانات خلقی دارد، عارضه داروست، یا یک اختلال خوردن مستقل است، هر اقدامی موقتی خواهد بود.

اگر پرخوری با افسردگی یا تغییر خلق مرتبط باشد، اولویت با کنترل فاز بیماری است. هدف این نیست که صرفا با داروهای کاهنده وزن اشتها را کم کنیم؛ بلکه وقتی با درمان صحیح علائم دو قطبی بهبود یابند و خلق پایدارتر شود، در بسیاری از بیماران توانایی کنترل رفتار غذایی به طور طبیعی بازمی‌گردد.

اگر بررسی‌ها نشان دهد که مشکل پس از شروع دارو ایجاد شده، پزشک معالج باید فاکتورهای مختلفی را بسنجد. زمان شروع افزایش اشتها، میزان تغییر وزن، و وضعیت قند و چربی خون بررسی می‌شوند تا مشخص شود آیا گزینه درمانی دیگری با اثربخشی مشابه اما ریسک متابولیک کمتر وجود دارد یا خیر. بیمار نباید شخصا در مورد دوز داروها تصمیم‌گیری کند.

در نهایت، اگر بیمار حملات پرخوری (الگوی Binge Eating) را تجربه می‌کند، صرفا توصیه به «کمتر خوردن» کاملا بی‌فایده است. بیمار باید تحت ارزیابی تخصصی اختلال خوردن قرار گیرد. مرورهای علمی تاکید کرده‌اند که در همزمانی این دو اختلال، مداخلات روان‌شناختی باید به گونه‌ای طراحی شوند که اثر درمان هر بیماری بر بیماری دیگر به دقت لحاظ شود.

نیاز به بررسی تخصصی داروها و خلق دارید؟

اگر احساس می‌کنید داروهای فعلی باعث افزایش وزن شدید شده‌اند یا نوسانات خلقی کنترل رفتار غذایی را برای شما غیرممکن کرده است، مراجعه به یک روانپزشک متبحر برای ارزیابی مجدد داروها و طرح درمان ضروری است. برای رزرو نوبت ویزیت تخصصی روی بنر زیر کلیک کنید.

بیمار در خانه برای کنترل پرخوری چه کارهایی می‌تواند انجام دهد؟

در کنار مداخلات پزشکی و روان‌شناختی، تغییرات کوچک و آگاهانه در خانه می‌تواند تاثیر بزرگی در کاهش رفتارهای تکانه‌ای خوردن داشته باشد. هدف در اینجا گرفتن رژیم‌های سخت نیست، بلکه ایجاد یک ساختار امن و منظم برای ذهن و بدن است تا کمتر در معرض محرک‌های پرخوری قرار گیرد.

برای فردی که سابقه رفتارهای تکانه‌ای دارد، گرسنگی طولانی‌مدت یک زنگ خطر بزرگ است. وقتی بدن برای ساعات طولانی از غذا محروم می‌شود، کنترل شناختی کاهش یافته و احتمال حمله پرخوری به شدت بالا می‌رود. رعایت چند اقدام واقعی و عملی می‌تواند به بازگرداندن این کنترل کمک کند:

  • هرگز وعده‌های غذایی اصلی را حذف نکنید؛ گرسنگی شدید فیزیکی کنترل روانی بر خوردن را بسیار سخت‌تر می‌کند.
  • ساعت غذا خوردن را تا حد امکان منظم نگه دارید تا ریتم بیولوژیک بدن تنظیم شود.
  • الگوی پرخوری را همراه با خلق خود ثبت کنید و از خود بپرسید: «قبل از خوردن این غذا چه حسی داشتم؟»
  • غذا خوردن هنگام کار با موبایل، تماشای تلویزیون یا محتوا را کمتر کنید تا متوجه سیگنال‌های سیری بشوید.
  • وزن خود را به صورت وسواس‌گونه و روزانه چک نکنید؛ روند تغییرات در بازه‌های طولانی‌تری اهمیت دارد.

یکی از کاربردی‌ترین ابزارها برای شناخت الگوهای شخصی، استفاده از جدول ردیابی خلق و غذا (Mood + Food Tracker) است. این جدول به شما و درمانگرتان کمک می‌کند بفهمید پرخوری شما بیشتر با گرسنگی جسمی مرتبط است، یا ریشه در افت خلق، اضطراب، بی‌حوصلگی و تکانشگری دارد:

زمان و ساعت روز شدت گرسنگی (از ۱ تا ۱۰) وضعیت خلق (غم، خشم، اضطراب و…) اتفاقی که قبل از خوردن افتاد
… … … …
… … … …

با تکمیل روزانه این جدول، متوجه خواهید شد که آیا در حال خوردن بدون گرسنگی هستید؟ آیا احساس ازدست‌دادن کنترل فقط در ساعات خاصی از شب رخ می‌دهد؟ پاسخ به این سوالات، مسیر درمان و مدیریت افزایش وزن را بسیار روشن‌تر و واقع‌بینانه‌تر خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

شماره تلفن شما نمایش داده نمیشود.

مطالعه پیشنهادی

جدیدترین مقالات مرتبط با نوشته فعلی را مطالعه نمایید